مطالب مهمتر

مجموعه کربلا به روایت یزید

حسینِ مناسکی، حسین قاجاری، حسین اسیر در گفتمان اشک و آه، حسینِ به دنبال ایجاد حکومت اسلامی، حسینِ ضد امپریالیسم، حسینِ آماده مذاکره با عمر سعد!حسینِ واقعی کدام است؟
کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چی‌زاده

بیشتر بخوانید

مرجع ضمیر «امنیت داریم» کیست؟

مرثیه‌ای بر بحران سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در ایران

بیشتر بخوانید

برای آزادی

انقلاب ما همه جا بود، همه بودند...
ما اگر هزار دوربین هم داشتیم نمی‌توانستیم تصویر کاملی بدهیم از قیام ملتی که به پیشواز مرگ رفته بود...

بیشتر بخوانید

نظام اسلامی با اعتراض حفظ می‌شود...!

... یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوى آنان بدون لکنت با تو گفتگو کند؛ من از رسول خدا(ص) بارها شنیدم که مى­فرمود :«ملّتى که حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد»؛نامه 53 نهج‌البلاغه

بیشتر بخوانید

۵ مطلب با موضوع «شهدای علم و اخلاق» ثبت شده است

بدجوری سوختم ...

سال پیش گفته بودم اگه سال بعد هم نتونم اربعین پیاده برم کربلا ، دیگه دیوونه میشم

الآن میبینم که درست فهمیده بودم

خدایا من که سوختم ولی دیگه هیچ کسو اینجوری با حسرت نسوزون

هرکی امسال قراره اربعین بره کربلا و این پستو میبینه ازش التماس دعا دارم

فقط دوتا خواسته دارم

یکی اینکه شهید شم

یکی اینکه کربلا نرفته نمیرم

  • ۵
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • دوشنبه ۸ آبان ۹۶

    عاشقی دردسری بود ، نمی دانستیم ...

    عاشقی دردسری بود نمی دانستیم ...

    حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم ...

    پارسال حول و حوش اربعین بود که مطلبی نوشتم با عنوان ما در عاشق بودن خود عاقلیم و امسال وقتی داشتم در مورد زندگی محسن عزیز می خوندم بهم ثابت شد که دیدگاه درستی داشتم و به عشق خودم بیشتر ایمان اوردم.

    زندگی نامه شهید محسن حججی یه منظومه عاشقانه اس ، منظومه ای که واژه به واژه اش عشق به خداست. از همون کودکیش. از همون وقتی که با بچگیش برای مولاش حسین مداحی می کرد. همون وقتی که تو هیأت کار می کرد ولی طوری خودش رو پنهان می کرد که هیچ کس نبیندش و حتی اسمی هم ازش برده نشه. همون وقتی که یه قلکی گذاشت تو اتاقش که هر سال یه قسمت از پس اندازش رو ببره توی اردوی جهادی با دستای خودش برای مردم محروم خرج کنه. همون موقع که برای فرهنگ جامعه دل می سوزوند و فقط برای ترویج کتاب خونی اونهمه زحمت کشید. و فصل آخر این منظومه ...

  • ۵
  • نظرات [ ۱ ]
    • سجاد مقید
    • شنبه ۸ مهر ۹۶

    نگاه آخر

    ترانه «نگاه آخر» با صدای حجت اشرف زاده

    تصور هم نمیکردم ببینم کوه راه میره ببینم داره با لبخند به سوی قتلگاه میره
    رسیدیو همونهایی که چشماشونو میبستن حالا با دیدن چشمات میگن تا آخرش هستن
    تو بی سر سرتری از من چقدر زیباتری از من داری میریو با چشمات داری دل میبری از من
    تو بی سر سرتری از من چقدر زیباتری از من داری میریو با چشمات داری دل میبری از من
    دم رفتن چرا باید نگاهت رو به ما باشه مث اینکه خدا میخواست یه چیزی یاد ما باشه
    گلم پر پر شدی اما پرو بال سفر میشی میخوان خاموش شی اما عزیزم زنده تر میشی
    تو بی سر سرتری از من چقدر زیباتری از من داری میریو با چشمات داری دل میبری از من
    تو بی سر سرتری از من چقدر زیباتری از من داری میریو با چشمات داری دل میبری از من

  • ۲
  • نظرات [ ۲ ]
    • سجاد مقید
    • شنبه ۸ مهر ۹۶

    اما نمیدونستم ...

    به نام مهربانتر از مادر

    و آفریننده‌ی مهر مادری

    با خودم میگفتم میخوام مثل اون باشم...

    اما نمی دونستم اگه این شخص نبود مصطفایی هم نبود که تا این حد تو آسمون بالا بره ...

    مصطفایی نبود که من بخوام مثل اون باشم ...

    و اگه این شخص نبود معلوم نبود که مصطفی بتونه تو این راه بمونه و ادامه بده یا نه ...

    معلوم نبود تا شهادت برسه یا نه ...

    اون موقع بود که دونستم ...

    مرد از دامان زن به معراج می‌رود

    پ.ن.1:قدر مادرامونو بیشتر بدونیم ...

    پ.ن.2:همسفری می باید ...

    پ.ن.3:روز میلاد حضرت مادر پیشاپیش مبارک

  • ۳
  • نظرات [ ۲ ]
    • سجاد مقید
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵

    شهدای علم و اخلاق | حرف و امام

    حرف امام

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • يكشنبه ۲ آبان ۹۵
    سجاد مقید
    دانشجوی مهندسی در گذشته
    دانشجوی جامعه‌شناسی در آینده نزدیک:)
    دائما در حال یاد گرفتن ...

    وقتی «ادیان» برای خدمت به «انسان» آمدند، قرار شد نسبت به رنج‌های «انسان» بی‌تفاوت نباشیم