مطالب مهمتر

مجموعه کربلا به روایت یزید

حسینِ مناسکی، حسین قاجاری، حسین اسیر در گفتمان اشک و آه، حسینِ به دنبال ایجاد حکومت اسلامی، حسینِ ضد امپریالیسم، حسینِ آماده مذاکره با عمر سعد!حسینِ واقعی کدام است؟
کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چی‌زاده

بیشتر بخوانید

مرجع ضمیر «امنیت داریم» کیست؟

مرثیه‌ای بر بحران سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در ایران

بیشتر بخوانید

برای آزادی

انقلاب ما همه جا بود، همه بودند...
ما اگر هزار دوربین هم داشتیم نمی‌توانستیم تصویر کاملی بدهیم از قیام ملتی که به پیشواز مرگ رفته بود...

بیشتر بخوانید

نظام اسلامی با اعتراض حفظ می‌شود...!

... یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوى آنان بدون لکنت با تو گفتگو کند؛ من از رسول خدا(ص) بارها شنیدم که مى­فرمود :«ملّتى که حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد»؛نامه 53 نهج‌البلاغه

بیشتر بخوانید

۱۷ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

نماهنگ | یا حبیبی ...

  • ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • سجاد مقید
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵

    واقعا میشه ؟!...

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • شنبه ۲۴ مهر ۹۵

    نماهنگ | با حسین علیه السلام حرف بزن - از اهالی دین زرتشت


    درد و دل خانم سرور از اهالی دین زرتشت با امام حسین علیه السلام در روز تاسوعا

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • چهارشنبه ۲۱ مهر ۹۵

    با دل خونین لب خندان که دید ...

    با دل  خونین  لب  خندان  که  دید ...
    تشنه ، مشک آب بر دندان که دید ...

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • دوشنبه ۱۹ مهر ۹۵

    روضه حضرت عباس به روایت رهبر انقلاب



    http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این فیلم می‌بینید:
    وفادارى حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه‌ى وارد شدن در شریعه‌ى فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفى در همه‌ى دهانها است که امام حسین علیه‌السلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌کند. در این کتابهاى معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.
    این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد.
    اباالفضل العباس وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنه‌ى امام حسین، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه‌ى عطشناک على‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روى آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسین علیه‌السلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

    با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • دوشنبه ۱۹ مهر ۹۵

    نماهنگ|لالایی اصغرم

    عشق یعنی علی اصغر حسین ...

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • جمعه ۱۶ مهر ۹۵

    نماهنگ| با حسین علیه السلام حرف بزن - حجت الاسلام کمیل نظافتی

    خواهش می کنم تا آخرش رو نگاه کنین


    آقای کمیل نظافتی، روحانی جوان و باصفای اهل آمل که به دنبال حل گرفتاری مردم و بیماران، حتی کلیه خود را نیز اهدا کرده است.

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • جمعه ۱۶ مهر ۹۵

    نماهنگ|با حسین علیه السلام حرف بزن


    درد و دل دکتر حمید شجاعی با امام حسین علیه السلام
  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • جمعه ۱۶ مهر ۹۵

    امام حسین علیه السلام قیام کرد تا ...

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • جمعه ۱۶ مهر ۹۵

    آقای وزیر شما در موقعیتی نیستید که اجازه بدهید یا ندهید ...

    از همان ابتدا هم داد و فریاد ها و توهین های آقای وزیر برای ما بود و لبخند هایش برای کری و گابریل و فابیوس و حتی اوباما.

    بگذریم از اینکه هر کدام از این آدم ها در قتل و غارت چند هزار نفر از مردم ایران و دنیا نقش دارند ولی نمی دانم چرا آقای وزیر آنها را بیشتر از مردم کشور خودش تحویل می گیرد.

    از این هم بگذریم که چرا آقای وزیر کدخدا را بیشتر از خدا قبول دارد.

    ولی نمی توانم درک کنم که چرا یک فرد می تواند آن قدر بیگانه پرست باشد که برای دفاع از بدعهدی های دشمن به نماینده ملت توهین کند.

    البته آقای وزیر و همکارانشان قبلا هم ارادت خود را به قانون کشور بارها نشان داده اند اما در این مورد اخیر که در مجلس فرمودند اجازه مورد سوال قرار دادن همکارانشان را به مجلس نخواهند داد جوابشان را هم گرفتند و نماینده لایق مجلس هم به ایشان گفتند که در جایگاهی نیستید که اجازه دهید یا ندهید.

    البته به نظرم این اجازه ندادن هم نوعی انتقاد پذیری محسوب میشود و به طور کلی می توان این دولت را به عنوان دولت انتقاد پذیر و سازنده معرفی کرد.

    البته این سخنان از روی بیسوادی من است ؛ وگرنه همه ی اقدامات و سخنان آقای وزیر از روی تدبیر و به صلاح کشور است.

    شرمنده ...

  • ۳
  • نظرات [ ۱ ]
    • سجاد مقید
    • چهارشنبه ۱۴ مهر ۹۵

    هرکه دنباله رو حسین است ...


  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵

    این روزها چه خبر است؟...

    امروز روز اول ماه محرم بود و همین امروز کسی در ایران مورد استقبال قرار گرفت که قبل از آمدنش برای برقراری ارتباط با ایران منت بر سر مردم ایران گذاشته بود و شرط برقراری ارتباط با ایران را به رسمیت شناختن رژیم آدم کش اسرائیل اعلام کرده بود.

    این ماه ، ماه کسی است که برای زیر بار ذلت نرفتن ، سرش را که نه تمام فرزندان و تمام وجودش را داد و ما برای داشتن رویای آسودگی ، زیر بار ذلت می رویم.

    در عمل ، قرارداد می بندیم و باهم می خندیم و در سخن می گوییم کسی نمی تواند به استقلال ما اهانت کند.

    خودمان را مضحکه عالم کرده ایم و خیال می کنیم باید تمام مردم دنیا ما را به خاطر این کار تشویق کنند.

    به نظر من این کارها برنامه ریزی شده است و وقتی کسی چنین حرفی می زند و پس از آن در ایران مورد استقبال قرار می گیرد یعنی اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

    خدا رحمتتان کند شهدا که دیگر راهتان در حال کمرنگ شدن است ؛ امروز به کارها و به حرفهای شما می خندند وانها را مسخره می کنند.

    ولی قطعا این راه محو نخواهد شد و خدا همیشه در همین تنگناها که دشمن خارجی و منافق داخلی به شدت ما را در سختی قرار داده اند خودش برای نجات ما معجزه کرده.


    به امید اقدامی از سوی مسلمانان و معجزه ای از سوی خدا...

    فقط همین

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • دوشنبه ۱۲ مهر ۹۵

    ما انقلاب کردیم که سرنوشتمان به دست خودمان باشد ...


    عکس از حرف نو

    جهان سوم به مرز نیست ، به دین نیست ، به قومیت و زبان هم نیست ...
    جهان سوم آنجاست که فرج و گشایش در کار خود را در جای دیگری غیر از آنجا که باید ، جستجو می کند در حالی که خدا می گوید من هم سرنوشت کسی را عوض نخواهم کرد مگر اینکه خودشان ، خودشان را عوض کنند ...

    جهان سوم آنجاست که سردمدارانش برای فروش نفت خام با یک کشور وحشی و بی همه چیز رقابت می کنند و انتظار دارند مردم هم آنها را به خاطر این کار تشویق کنند در حالیکه امامشان گفته خام فروشی ممنوع ...

    جهان سوم آنجاست که هنوز نفهمیده خودش باید برای پیشرفت خودش تلاش کنند نه اینکه او در قصر آرزوهایش بشیند و بیگانگان برای او پیشرفت فراهم کند ...
  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • شنبه ۱۰ مهر ۹۵

    خائن وطنی

    علی رزم آرا ، نخست وزیر محمدرضا پهلوی: ملت ایران قادر به ساختن لولهنگ نیست و یک کارخانه سیمان را نمی‌تواند اداره کند!

    اکبر ترکان ، مشاور ارشد حسن روحانی: بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.



    امام خامنه ای یکبار در آذرماه ۸۴ در دیدار با بسیجیان به توهین تاریخی رزم آرا به ملت ایران اشاره و تاکید کرده بودند: “همه‌ ابزارهای فرهنگی و تبلیغی در طول صد سال یا بیشتر به‌کار گرفته شد، تا این ملت را به خودشان بدبین کنند – یکی از شخصیت‌های سرشناس معروف می‌گفت ایرانی، یک لولهنگ نمی‌تواند بسازد! – لولهنگ یعنی آفتابه گِلی؛ آن زمانها از گل، آفتابه درست می‌کردند. این‌جور این ملت را تحقیر می‌کردند. این ملت حالا در زمینه‌های زیستی، در زمینه‌ فعالیت‌های گوناگون علمی، تحقیقی کارهایی می‌کند که خودش را جزو ده کشور اول جهان قرار می‌دهد؛ این، شوخی نیست. این مسأله به ملت ما، به شما جوان‌ها، در هرجا که هستید و در هر قسمتی که کار می‌کنید، هشدار می‌دهد که قدر خودتان را بدانید، حرکت کنید، ناامید نشوید؛ شماها می‌توانید. شما آن نسلی هستید که اگر خوب عمل کردید، آینده‌ این کشور را – صد سال، دویست سال یا بیشتر – تضمین خواهید کرد.”

    نیازی نیست بگویم که امروز چه محصولاتی از ایران حتی به اروپا صادر می شود...

    نیازی نیست بگویم که امروز رتبه علمی ایران نسبت به سالهای اوایل انقلاب چه تغییری کرده...

    نیازی نیست بگویم که امروز ایران در نانو تکنولوژی در دنیا در چه جایگاهی قرار دارد...

    نیازی نیست بگویم که امروز ایران در دارو سازی در دنیا چه رتبه ای دارد...

    نیازی نیست بگویم که امروز ایران در پزشکی و بهداشت در دنیا در چه جایگاهی قرار دارد...

    نیازی نیست بگویم که تا قبل از افتضاحات اقتصادی و صنعتی چند سال پیش اقتصاد ایران با چه سرعتی در حال پیشرفت بود...

    ...


    فقط می گویم مردم ، شما و رئیستان را انتخاب کرده اند که این مشکلات را حل کنید نه اینکه مردم را تحقیر کنید

    فقط می گویم مردم انقلاب کردند که به خودشان متکی باشند و نشان دادند که اگر دشمنان داخلی خیانت نکنند می توانند

    فقط می گویم مردم شهید دادند تا کسی نتواند به آنها توهین کند


    خلاصه می خواهم بگویم جهان سوم به مرز و زبان و دین و این جور چیزها نیست جهان سوم آنجاست که بزرگانش فکر می کنند ذاتا ملت حقیری هستند و توانایی ساخت و لولهنگ هم ندارند و تنها مزیت صنعتیشان در قورمه سبزی و آبگوشت بزباش است


    باز هم می خواهید در انتخاب آینده تان جهان سوم را انتخاب کنید؟...

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • پنجشنبه ۸ مهر ۹۵

    خاطرات عاشقی|به روحت صلوات پسر ، به روحت صلوات ...

    پسرم وصیت کرده بود برایش زیاد قرآن بخوانیم. دوست نداشت برایش گریه کنیم. همیشه می گفت «شهید که گریه نداره». غلامحسین بعد از شهادتش هم ما را تنها نگذاشت. هنوز هم هر وقت مشکلی دارم می روم بالا سر قبرش ، یک حمد و هفت بار سوره (انا انزلنا) را می خوانم و درد دل می کنم. عجیب است وقتی درد دلها و ناراحتی هایم را بهش میگم ، فوری مشکلاتم حل می شود! مدتی بود که همسایه نااهلی داشتیم که کلی از دستش در عذاب بودیم. رفتم سر خاک غلامحسین و بهش گفتم «مگه نمی بینی مادرت داره عذاب می کشه؟! راضی نشو که این قدر اذیت بشم پسر!». خدا گواهه آخرهای همون شب همسایمون داشت اسباب کشی می کرد! باورم نمی شد که به این زودی به داد دلم رسیده باشد. هنوز هم خوابش رو می بینم ، گاهی می بینم آمده خونه مون و لباس پاسداری تمیزی برتن کرده ، گاهی بغلش می کنم و گاهی هم فقط نگاهم می کند و من مدام صلوات می فرستم و می گویم به روحت صلوات پسر ، به روحت صلوات ...

    [مادران ، روایت خاطره از مادر شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) ، روایت فتح ، چاپ اول1391 ، ص50-51]

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • سجاد مقید
    • سه شنبه ۶ مهر ۹۵
    سجاد مقید
    دانشجوی مهندسی در گذشته
    دانشجوی جامعه‌شناسی در آینده نزدیک:)
    دائما در حال یاد گرفتن ...

    وقتی «ادیان» برای خدمت به «انسان» آمدند، قرار شد نسبت به رنج‌های «انسان» بی‌تفاوت نباشیم