مطالب مهمتر

سال حمایت از کالای ایرانی

امروز چند مطلب را من عرض خواهم کرد به شما برادران و خواهران عزیز که حضور دارید و در واقع به همه‌ی ملّتِ بزرگِ ایران. اوّلاً یک نگاه گذرا و اجمالی به کارنامه‌ی چهل‌ساله‌ی جمهوری اسلامی -چه در اصول بنیانی و شعارها و ارزشها، و چه در عملکردها- خواهیم کرد؛ چون سال ۱۳۹۷ که امسال است، چهلمین سال پیروزی انقلاب است. در این چهل سال، این پرچمِ برافراشته، چشمها را، دلها را در مجموعه‌ی عظیمی از ملّتهای منطقه به خود جلب کرده است...

بیشتر بخوانید

مسابقه ختم مفهومی قرآن کریم

آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟!تنها خردمندان متذکّر می‌شوند

سوره زمر|آیه9

بیشتر بخوانید

پیشوای صادق

خداوند در پی یاری مومن است ، تا وقتی که مومن در پی یاری برادر خویش است

بحار الانوار/جلد74/ص322

بیشتر بخوانید

لبخند زندگی

اگر در زندگی ، تفریح سالم و لبخند طبیعی که ناشی از نشاط است ، نباشد ، زندگی بر خود انسان و اطرافیانش جهنم خواهد شد

بیشتر بخوانید

آزادی...

توهم آزادی یعنی اینکه...

گاهی اسیرت میکنن با اسم آزادی

بیشتر بخوانید

۲۱ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

نماهنگ | یا رسول الله

نماهنگ " یا رسول الله" با صدای حامد محضرنیا

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • س.منتظر
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵

    نماهنگ | لبیک یا محمد

    عیدتون مبارک

    نماهنگ لبیک یا محمد با صدای پویا بابایی

    بسیار زیبا و دیدنی

    دریافت

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • س.منتظر
    • شنبه ۲۷ آذر ۹۵

    نماهنگ | دوران کودکی پیامبر(ص) به روایت رهبر انقلاب

    با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید:

    http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این نماهنگ می‌بینید:

    * ذکر نام مقدس نبی‌اکرم صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم و شرح گوشه‌هایی از زندگی آن بزرگوار انصافاً کم است و چهره نورانی آن درّةالتاج آفرینش و آن گوهر یگانه عالم وجود برای بسیاری از افراد، آن‌چنان که شایسته است، روشن نیست - نه تاریخ زندگی آن بزرگوار، نه اخلاق آن بزرگوار، نه رفتار فردی و سیاسی آن بزرگوار - بنده قصد داشتم که در ایام آخر صفر، به قدر گنجایش وقت و توفیق خودِ این حقیر، در یک خطبه نسبت به آن بزرگوار مطالبی عرض کنم؛ اما ترسیدم که تراکم مطالب باز موجب شود که این ابراز ارادتِ لازم و واجب فوت شود و به تأخیر افتد؛ لذا امروز قصد دارم که در این خطبه راجع به آن وجود مقدّس صحبت کنم.
    نبی مکرم اسلام جدای از خصوصیات معنوی و نورانیت و اتّصال به غیب و آن مراتب و درجاتی که امثال بنده از فهمیدن آنها هم حتّی قاصر هستیم، از لحاظ شخصیت انسانی و بشری، یک انسان فوق‌العاده، طراز اول و بی‌نظیر است. شما درباره امیرالمؤمنین مطالب زیادی شنیده‌اید. همین قدر کافی است عرض شود که هنر بزرگ امیرالمؤمنین این بود که شاگرد و دنباله‌رو پیامبر بود. یک شخصیت عظیم، با ظرفیت بی‌نهایت و با خلق و رفتار و کردار بی‌نظیر، در صدر سلسله‌ی انبیا و اولیا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظّف شده‌ایم که به آن بزرگوار اقتدا کنیم؛ که فرمود: «ولکم فی رسول‌اللَّه اسوة حسنة». ما باید به پیامبر اقتدا و تأسی کنیم. نه فقط در چند رکعت نماز خواندن که در رفتارمان، در گفتارمان، در معاشرت و در معامله‌مان هم باید به او اقتدا کنیم. پس باید او را بشناسیم.
    خدای متعال شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را بر دوش حمل کند. یک نگاه اجمالی به زندگی پیامبر اکرم در دوران کودکی بیندازیم. پدر آن بزرگوار، بنابر روایتی قبل از ولادتش، و بنا بر روایتی دیگر چند ماه بعد از ولادتش از دنیا می‌رود و آن حضرت پدر را نمی‌بیند. به رسم خاندانهای شریف و اصیل آن روز عربستان که فرزندان خودشان را به زنان پاکدامن و دارای اصالت و نجابت می‌سپردند تا آنها را در صحرا و در میان قبایل عربی پرورش دهند، این کودک عزیزِ چراغ خانواده را به یک زن اصیل نجیب به نام حلیمه سعدیّه - که از قبیله بنی سعد بود - سپردند. او هم پیامبر را در میان قبیله خود برد و در حدود شش سال آن کودک عزیز و آن درّ گرانبها را نگه‌داشت؛ به او شیر داد و او را تربیت کرد. لذا پیامبر در صحرا پرورش پیدا کرد. گاهی این کودک را نزد مادرش - جناب آمنه - می‌آورد و ایشان او را می‌دید و سپس باز برمی‌گرداند. بعد از شش سال که این کودک از لحاظ جسمی و روحی پرورش بسیار ممتازی پیدا کرده بود - جسماً قوی، زیبا، چالاک، کارآمد؛ از لحاظ روحی هم متین، صبور، خوش اخلاق، خوش رفتار و با دید باز، که لازمه زندگی در همان شرایط است - به مادر و به خانواده برگردانده شد. مادر این کودک را برداشت و با خود به یثرب برد؛ برای این‌که قبر جناب عبداللَّه را - که در آن جا از دنیا رفت و در همان جا هم دفن شد - زیارت کنند. بعدها که پیامبر به مدینه تشریف بردند و از آن‌جا عبور کردند، فرمودند قبر پدر من در این خانه است و من یادم است که برای زیارت قبر پدرم، با مادرم به این جا آمدیم. در برگشتن، در محلی به نام ابواء، مادر هم از دنیا رفت و این کودک از پدر و مادر - هر دو - یتیم شد. به این ترتیب، ظرفیت روحی این کودک که در آینده باید دنیایی را در ظرفیت وجودی و اخلاقی خود تربیت کند و پیش ببرد، روزبه‌روز افزایش پیدا کرد. ام‌ایمن او را به مدینه آورد و به دست عبدالمطلب داد. عبدالمطلب مثل جان شیرین از این کودک پذیرایی و پرستاری می‌کرد. در شعری عبدالمطلب می‌گوید که من برای او مثل مادرم. این پیرمرد حدود صدساله - که رئیس قریش و بسیار شریف و عزیز بود - آن‌چنان این کودک را مورد مهر و محبت قرار داد که عقده کم محبتی در این کودک مطلقاً به وجود نیاید و نیامد. شگفت‌آور این است که این نوجوان، سختیهای دوری از پدر و مادر را تحمل می‌کند، برای این‌که ظرفیت و آمادگی او افزایش پیدا کند؛ اما یک سرسوزن حقارتی که احتمالاً ممکن است برای بعضی از کودکانِ این‌طوری پیش بیاید، برای او به‌وجود نمی‌آید. عبدالمطلب آن‌چنان او را عزیز و گرامی می‌داشت که مایه تعجب همه می‌شد. در کتابهای تاریخ و حدیث آمده است که در کنار کعبه برای عبدالمطلب فرش و مسندی پهن می‌کردند و او آن‌جا می‌نشست و پسران او و جوانان بنی‌هاشم با عزّت و احترام دور او جمع می‌شدند. وقتی عبدالمطلب نبود یا در داخل کعبه بود، این کودک می‌رفت روی این مسند می‌نشست. عبدالمطلب که می‌آمد، جوانان بنی‌هاشم به این کودک می‌گفتند بلند شو، جای پدر است. اما عبدالمطلب می‌گفت نه، جای او همان‌جاست و باید آن‌جا بنشیند. آن وقت خودش کنار می‌نشست و این کودک عزیز و شریف و گرامی را در آن محل نگاه می‌داشت. هشت ساله بود که عبدالمطلب هم از دنیا رفت. روایت دارد که دم مرگ، عبدالمطلب از ابی‌طالب - پسر بسیار شریف و بزرگوار خودش - بیعت گرفت و گفت که این کودک را به تو می‌سپارم؛ باید مثل من از او حمایت کنی. ابوطالب هم قبول کرد و او را به خانه خودش برد و مثل جان گرامی او را مورد پذیرایی قرار داد. ابوطالب و همسرش - شیرزن عرب؛ یعنی فاطمه بنت‌اسد؛ مادر امیرالمؤمنین - تقریباً چهل سال مثل پدر و مادر، این انسان والا را مورد حمایت و کمک خود قرار دادند. نبی‌اکرم در چنین شرایطی دوران کودکی و نوجوانی خود را گذارند.
    خصال اخلاقی والا، شخصیت انسانیِ عزیز، صبر و تحمّل فراوان، آشنا با دردها و رنجهایی که ممکن است برای یک انسان در کودکی پیش بیاید، شخصیت در هم تنیده عظیم و عمیقی را در این کودک زمینه‌سازی کرد. در همان دوران کودکی، به اختیار و انتخاب خود، شبانی گوسفندان ابوطالب را به عهده گرفت و مشغول شبانی شد. اینها عوامل مکمّل شخصیت است. به انتخاب خود او، در همان دوران کودکی با جناب ابی‌طالب به سفر تجارت رفت. بتدریج این سفرهای تجارت تکرار شد، تا به دوره جوانی و دوره ازدواج با جناب خدیجه و به دوران چهل سالگی - که دوران پیامبری است - رسید.

    بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌ - ۱۳۷۹/۰۲/۲۳

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • س.منتظر
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵

    جمعه های عاشقی | قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد ...

    دلبرا
    در هوس دیدن رویت
    دل من تاب ندارد
    نگهم خواب ندارد
    قلمم
    گوشه دفتر
    غزل ناب ندارد
    همه گویند به انگشت اشاره
    مگر
    این عاشق دلسوخته ارباب ندارد

     

    مهدی اخوان ثالث

     

     

    پ.ن: این هفته هر کاری کردم نتونستم شعری بنویسم البته می دونم که هفته های قبلم چیزی نبودن که بشه بهشون گفت شعر ولی خُب صدای دلم بودن ؛ خلاصه ببخشید...

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • س.منتظر
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵

    این ستاره ها | اگر امام خمینی امروز بودند از ایشان چه می خواستید؟

  • ۱
  • نظرات [ ۲ ]
    • س.منتظر
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵

    من و کاخ سفید همین الآن یهویی !!!

    گوش ندین نصف عمرتون رو هواست

    به مناسبت پیروزی دولت آقای دکتتتتتررر روحانی در مذاکرات هسته ای و طلوع  بی غروب آفتاب پر خیر و برکت برجام

    منظور دیگه ای نداشتما برام درد سر درست نکنین

    منم یه بیسوادم مث بیسوادای دیگه

  • ۳
  • نظرات [ ۳ ]
    • س.منتظر
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵

    پر برکت ترین ازدواج تاریخ

    پیامبر مهر: این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.(وسائل الشیعة، ج 14، ص 10)

    یکی از برکات این ازدواج به دنیا آمدن حضرت معشوق ، منجی عالم ، بود ...

    چه کسی ازدواجی با برکت تر از این در تاریخ سراغ دارد؟

  • ۳
  • نظرات [ ۲ ]
    • س.منتظر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵

    جمعه های عاشقی | آن یوسف زهرایی

    «ای  پــادشه  خوبان  داد  از  غم  تنهایــــی

    دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی»

     

    محبوب  دلم  دنیا  بی  روی  تو  مالی نیست

    رخســـاره  نـمایان  کــن  تــا  بـاغ  بــیـارایـی

     

    امروز  تویی  بر  ما  هـم  سـرور  و  هـم  مولا

    سخت است غمت بر ما ای کاش که باز آیی

     

    هر  لحظه  نگاهت  را  از  دوست  طلب  کردم

    افســـــوس  کـه  آه  مـا  هرگز  نرسد  جایـی

     

    یا  رب به که شاید گفت شرح غم هجران را

    رخسـاره  به  کس  ننمود  آن یوسف زهرایی

     

    «در  دایره ی  قـسمت  ما  نـقطه  تسلیـمـیـم

    لطف آنچه تو اندیشی ، حکم انچه تو فرمایی»

    س.منتظر

    (با همکاری حافظ)

  • ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • س.منتظر
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵

    کوروش

    بسم الله_

    ◀میگویند #کوروش برده داری را برانداخت!!!

    اما...

    ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ #علی_علیه_السلام ﺑﺎ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺟﺰﺍﻣﯿﺎﻥﻭ … ﻫﻢ ﻏﺬﺍ می شد ﻭ ﺣﺘﯽ ﻟﻘﻤﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷت.

    .

    ◀ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻮﺩ!!!

    ﺍﻣﺎ...

    ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ #ﻧﻬﺞ_ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﯼ ﻋﻠﯽ ‏علیه السلام ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺟﺎﻣﻊ ﺗﺮﯾﻦ #ﻣﻨﺸﻮﺭ_ﺣﻘﻮﻕ_ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ.

    .

    ◀میگویند کوروش خوش زبان بود!!!

    اما...

    نمیگویند فصاحت و بلاغت کلام #امیرالمومنین  دانشمندان را انگشت بر دهان کرد!!

    .

    ◀ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻪ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ!!!

    ﺍﻣﺎ...

    ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺯﻧﯽ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ؟

    ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺍﻍ ﺍﯾﻦ ﻧﻨﮓ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

    .

    ◀میگویند کوروش شجاع بود!!!

    اما....

    نمیگویند علی برای احیای دین هشتاد ضربه شمشیر بجان خرید و قوی ترین مبارزان را به خاک ذلت کشاند.

    .

    ◀ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻋﺎﺩﻝ ﺑﻮﺩ!!!

    ﺍﻣﺎ....

    ﺍﺯ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻤﻊ #ﺑﯿﺖ_ﺍﻟﻤﺎﻝ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ #ﻋﺪﺍﻟﺖ_ﻋﻠﯽ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ عقیل ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺣﻖ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﭼﻪ ﮐﺮﺩ.

    ◀آری ﻋﺪﺍﻟﺖ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﭼﻮﻥ ﺷﻤﻌﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻋﻠﯽ ﺑﻮﺩ …

    من به از #نسل_سلمان_فارسی بودنم افتخار میکنم

    من وقتی زمین میخورم دست به زانویم میگیرم و میگویم یا علی...

    از نامیرا

  • ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • س.منتظر
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵

    شما چند می گیرین که اینطوری بشین؟

    بدون شرح ...

  • ۴
  • نظرات [ ۵ ]
    • س.منتظر
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵

    جمعه های عاشقی | که هوش از سر ما رفت

    یــا رب تـو بـدیـدی کــه در ایـن عـصـر غـم انـگـیز چـه ها  بـر سر ما رفت

    چـــه  دردی  که  بدیدیم  و  چه  آهی  که  کشیدیم  که هوش از سـر ما رفـت

     

    هــــــر چـــنـــد  گـنـــه کــــار  و  سیـه روی  و  سیـه بـخـت  بـــگـشـتـیــم

    ولـــی بــاز بــدیـدیـم چــــراغــی و ز درگـــــــــاه تـو نـومـیـد نــــگـشـتـیـم

     

    مــاه مــــحرم  و  صـــفر هـــم بـگـذشـتـنـد و نـدیـدیـم دمــــی روی ولیّـــت

    ندیدیم  دمی  آن  رخ  زیبای  همان  منجی عالم  ، همان منتقم خون حسینت

     

    خدایـا  مـــن  بـیـبـچـاره  بـدانـم  که  نـبـاشم نفســـی لایـق دیـدار رخ مــــاه

    هـمـیـن اسـت کـه از بارگـه پـاک تـو خـواهـم نـگـهـش را گــه و بـی گــاه

     

    س.منتظر

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • س.منتظر
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵

    نماهنگ | کاشکی ...

  • ۲
  • نظرات [ ۲ ]
    • س.منتظر
    • چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵

    نماهنگ | کلاغ رو سیاه

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • س.منتظر
    • چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵

    خیال کن که غزالم ...

    (تصویر: غبار روبی حرم امام رئوف توسط امام خامنه ای)

    نوای دل در این ایام:

    غزال - محمد اصفهانی

    دریافت
    امام رضا2 - حامد زمانی و رضا هلالی

    دریافت
  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • س.منتظر
    • سه شنبه ۹ آذر ۹۵

    سخن‌نگاشت | دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • س.منتظر
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵
    س.منتظر
    فرزند ایران
    سعی می کنم فقط عاشق خدا باشم ...
    لطفا با نظراتتون منو راهنمایی کنین