بانوی جوان شجاعی عکس نیمه برهنه استخر مختلط دیشبش رو توی صفحه اینستاگرامش منتشر میکنه و می نویسه من آزادم و هیچ کسی نمی تونه ارزش های جاهلانه جامعه رو بر من تحمیل کنه ...

روز بعد پسر جوان مجردی با چشمای ناپاک این عکس رو تو اینستاگرام می بینه و ...

این جوون هرچی می کنه تصویری که اونجا دیده بود از ذهنش کنار نمیره و هر لحظه جلو چشمشه تا اینکه روز بعد وقتی که توی خیابون قدم میزد دختر بچه 6 ساله ای رو می بینه که پدر و مادرش رو گم کرده و دنبال اونا می گرده ؛ پدر و مادر روشنفکر این دختر بچه معتقد بودن که نباید بچه رو تو گرمای تابستون اذیت کنن و برای همین حداقل لباسی که می تونستن رو بهش پوشونده بودن و همین هم بیشتر چشمای ناپاک اون جوون رو بهش خیره میکرد ، چون بیشتر یاد همون عکس توی اینستاگرام میافتاد.

با خودش گفت من که به صاحب اون عکس دستم نمیرسه اینم که تنهاست و ...

چند روز بعد جنازه ی خونی دختر بچه بی گناه رو کنار رودخونه نزدیک شهر پیدا می کنن و توی پزشکی قانونی مشخص میشه که ...

بعد تحقیقات پلیس ، عامل این اتفاق رو پیدا می کنن و حکم اعدام و ...

و اون بانوی جوان روشنفکر و شجاع هنوز هم معتقده که برای غلبه ارزش های راستینی که بهشون معتقد بود بر ارزشهای جاهلانه جامعه باید همچنان شجاعانه به مبارزه ادامه بده و برای همین بود که توی پست جدید اینستاش عکس اون قاتل بی گناه و متجاوز مظلوم رو میذاره و می نویسه یه انسان روشنفکر جواب خشونت رو با خشونت نمیده ...

راستم می گفت چون اون جوون فقط توی یه بخش از این فاجعه گناهکار بود و این فاجعه از یه جای دیگه شروع شده بود ...

 

پ.ن: اگه همچین فاجعه هایی شما رو هم ناراحت میکنه و دوس ندارین کم کم به شنیدن این چیزا عادت کنین اونقدر این متن رو بازنشر کنین تا شاید برسه به گوش کسایی که باید برسه

پ.ن: من بی سواد و متحجّرم ولی خواهشا شما آزادی رو بی بند و باری معنا نکن بانوی شجاع و روشنفکر گرامی