مخزن آب بزرگی را تصور کنید که چند سوراخ بسیار بزرگ داره که آب به شدت از اون خارج میشه و در عین حال چند ورودی بزرگ دارن پرش می کنن.

چون حجم آب ورودی بیشتر از آب خروجیه سطح آب داره بالا میاد و این مخزن داره پر میشه ولی با سرعت کمتر ، چون اگه اون سوراخ ها نبودن آب با سرعت بیشتری بالا میومد.

البته یه مشکل دیگه هم هست که این مخزن داره و اون اینه که آبی که داره ازش خارج میشه داره پایه هاش رو سست می کنه و هر چقدر هم که پایه هاش محکم باشن بلآخره یه روزی میریزن و کل مخزن متلاشی میشه.

این مثال درست در مورد تمدن غرب و ما هم صادقه که میشه مصادیقش رو پیدا کرد:

سوراخ های تمدن غرب از جمله ، بی عفتی ، بحران خانواده ، فساد اخلاقی و اجتماعی و حتی اقتصادی ، نبود معنویت و ... خیلی بیشتر از جامعه ی ماست. اما سوال اینجاست که چرا با وجود این سوراخ های بزرگ ، باز هم آب در مخزن اونها بالا میاد و الآن هم اون ها از ما پیشرفته ترن؟

جواب اینه که چند تا ورودی بزرگ داره تمدن اونها رو تغإیه می کنه که این مورد تو جامعه ی ما خیلی کمتره ؛ مثل نظم ، اتحاد ، تلاش و کوشش ، اهمیت دادن به علم و ...

جالبه بدونین که برای هرکدوم از این عوامل پیشرفت توی قرآن چندین آیه داریم و شاید صدها حدیث و روایت ...

تعاونوا علی البر و التقوا ...

اعتصموا بحبل الله جمیعا ...

العلم سلطان ...

فاذا فرغت فانصب ...

و...

چقدر حدیث داریم که می گوید اگر فلان کار را بکنید فلان پیشرفت حاصل می شود چه مسلمان باشید و چه کافر ...

شما تصور کنید اگه این مخزن با همین ورودی ها پر بشه ولی سوراخی نداشته باشه سرعت پر شدن اون چند برابر خواهد شد؟

همین جاست که معنای میانه روی روشن میشه ، میانه روی یعنی اینکه نه فقط جلوی سوراخ ها رو بگیر و نه فقط به فکر ورودی باش

باید به هر دو به یک نسبت (نه یک اندازه) اهمیت بدی ...

و همین جاست که تمدن نوین اسلامی مطرح میشه. یعنی تمدنی که هیچ سوراخی نداره و با بیشترین ظرفیت ممکن در حال پر شدنه و این همون تمدنیه که ما به عنوان تمدن مهدوی می شناسیمش و در انتظارش هستیم و در عین حال برای رسیدن به اون تلاش می کنیم.

هم باید جلوی فساد را گرفت و هم باید عوامل پیشرفت را تقویت کرد و چه زیبا گفته علامه لاهوری که به نظر من واقعا یک علامه ی به تمام معنا بود :

قوت دین از مقام وحدت است **** وحدت ار مشهود گردد ملت است

شرق را از خود برد تقلید غرب **** باید این اقوام را تنقید غرب

قوت مغرب نه از چنگ و رباب **** نی ز رقص دختران بی حجاب

نی ز سحر ساحران لاله روست **** نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

محکمی او را نه از لادینی است **** نی فروغش از خط لاتینی است

قوت افرنگ از علم و فن است **** از همین آتش چراغش روشن است

حکمت از قطع و برید جامه نیست **** مانع علم و هنر عمامه نیست

علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ **** مغز می باید، نه ملبوس فرنگ

گر کسی شب ها خورد دود چراغ **** گیرد از علم و فن و حکمت سراغ

ترک از خود رفته و مست فرنگ **** زهر نوشین خورده از دست فرنگ

بنده ی افرنگ از ذوق نمود **** می برد از غربیان رقص و سرود

نقد جان خویش، دربازد به لهو **** علم دشوار است، می سازد به لهو

از تن آسانی بگیرد سهل را **** فطرت او درپذیرد سهل را

لطفا اگه با من موافقین این مطلب رو منتشر کنین تا هم حقایق برای خیلیا روشن بشه و هم بدونن که ما بی منطق دنبال این راه نیومدیم و خواهشا بدون ذکر منبع